شیخ سعید؛ قیامی که هنوز آرام ندارد

بیش از یک قرن از قیام شیخ سعید می‌گذرد، اما هنوز محل دفن او و ۴۷ تن از همراهانش ناشناخته مانده است. دولت ترکیه تاکنون آرامگاه این مردان را اعلام نکرده و خانواده‌هایشان هر سال در سکوت، فقط می‌توانند به یادشان بنشینند. این سکوت، فقط یک جزئیات تاریخی نیست؛ بخشی از نبردی طولانی بر سر حافظه است.

سال ۱۹۲۵، در کردستان ترکیه، مردی به نام شیخ سعید پیران، شیخ نقشبندی، پرچم شورش را برافراشت. اما این قیام، آن‌طور که روایت رسمی می‌گوید، فقط یک «شورش مذهبی» نبود. و آن‌طور که برخی روایت‌ها ادعا می‌کنند، صرفاً یک جنبش ملی‌گرایانه مدرن هم نبود. واقعیت پیچیده‌تر بود.

پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و اعلام جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳، دولت جدید سیاست «ملت‌سازی ترک» را با سرعت پیش برد. وعده‌هایی که در جنگ استقلال به کردها داده شده بود، کنار گذاشته شد. نام کردستان از کتاب‌های درسی حذف شد، زبان و فرهنگ کردی تحت فشار قرار گرفت و بسیاری از نخبگان کرد احساس کردند که در حال حذف شدن از معادلات سیاسی هستند.

در این فضا، گروهی از افسران و روشنفکران کرد، سازمان مخفی «آزادی» را تشکیل دادند. هدف آن‌ها دفاع از حقوق کردها و در نهایت دستیابی به خودگردانی یا استقلال بود. آن‌ها شیخ سعید را به عنوان رهبر نمادین انتخاب کردند؛ مردی که هم نفوذ مذهبی گسترده‌ای داشت و هم می‌توانست قبایل را دور هم جمع کند. دین در اینجا ابزار بسیج بود، نه هدف نهایی. قیام، حاصل ائتلافی شکننده میان ملی‌گرایان، افسران، رهبران قبایل و روحانیون بود.

اما این ائتلاف از درون شکاف داشت. کردهای علوی عمدتاً از آن فاصله گرفتند. بسیاری از کردهای شهری و غیرقبیله‌ای هم انگیزه چندانی برای پیوستن نشان ندادند. از سوی دیگر، تغییرات اقتصادی ناشی از مرزهای جدید، بازارهای سنتی کردستان را نابود کرده بود و فشار مضاعفی بر عشایر و روستاییان وارد می‌کرد.

قیام در فوریه ۱۹۲۵ آغاز شد و چند ماه بعد، با سرکوب شدید پایان یافت. شیخ سعید و همراهانش اعدام شدند. اما تأثیر واقعی این قیام، فراتر از میدان جنگ بود. دولت ترکیه از این رویداد به عنوان بهانه‌ای برای تصویب «قانون حفظ نظم» استفاده کرد؛ قانونی که اختیارات فوق‌العاده به دولت داد، مطبوعات را سرکوب کرد و راه را برای حذف مخالفان سیاسی مصطفی کمال، از جمله حزب جمهوری‌خواه ترقی‌خواه، هموار ساخت.

امروز، بیش از صد سال بعد، قیام شیخ سعید هنوز زنده است. نه فقط در حافظه کردها، بلکه در جدال بر سر روایت تاریخ. آیا این قیام، آخرین تلاش برای حفظ پیوندهای اسلامی و عثمانی بود؟ یا نخستین جرقه جدی جنبش ملی کردها؟ یا ترکیبی از هر دو، در بستر تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی؟

پاسخ، هنوز در همان جایی است که آرامگاه شیخ سعید و یارانش پنهان مانده: جایی میان تاریخ و سیاست، میان فراموشی و حافظه.

کد مطلب 2797129

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha